احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

انتخابات مجلس هفتم و ره توشه آینده

احیا | پنجشنبه, ۶ فروردين ۱۳۸۳، ۱۲:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

یادداشت احیا بعد از انتخابات مجلس هفتم .بخشهایی از این یادداشت را در فراز بعد ملاحظه می کنید.

______________________

انتخابات مجلس هفتم و ره توشه آینده

امیر حسین ترکش دوز

انتخابات مجلس هفتم پس از یک دوره پر تراکم از چالشها به هر تقدیر برگزار شد و همچون بسیاری از موقعیتهای مشابه شاهد انبوهی از تفسیرهای کلیشه ای و مرسوم از سوی طرفهای درگیر بودیم. اما با این تفاوت که در این انتخابات در نخستین فرازهای پس از مشخص شدن نتایج آن، بر خلاف انتخابات سال گذشته شوراها این بخت را داشتیم که شاهد تفاسیری متفاوت از قالب های تفسیری مرسوم احزاب و جناح ها نیز باشیم .یک سال پیش ،در چنین روزهائی ، جمع ما نخسیتن  تجربه  کار مشترک خود را با انتشار  بیانیه هائی با امضاء "جمعی از فعالین ...." آغاز کرد .   در همان نخستین بیانیه که اتفاقا در تحلیل و ارزیابی انتخابات دومین دوره شوراها به رشته تحریر در آمد(1)آوردیم که انتخابات شوراها پیامی ژرف تر از آنچه جناحهای سیاسی درگیر تصور می کردند داشت.این پیام چیزی نبود جز، جداافتادگی جامعه سیاسی از توده اجتماعی و گسترش و ژرفا گرفتن انفعال یا پاسیویسم سیاسی در سطح توده ...

..........

جریانهای حکومتی موسوم به راه سومی نیز در انتخابات اخیر کارنامه درخشانی نداشتند.ضرورت حضور جریانهای مستقل از بازیگران مرسوم حکومتی چه در داخلِ "کاست حکومت گران سالهای اخیر" و چه بیرون از آن نکته ای نیست که بتوان آن را انکار کرد.اما این کار نیز اگر بر اساس مبانی اندیشیده استوار صورت نپذیرد به صرف بازیِ خنکی تبدیل خواهد شد که خود را در پس شعارهای کلی مخفی می کند. و در عرصه عمل از حداقل لوازم حضور مؤثر در چالشهای سیاسی محروم خواهد بود. کما اینکه در انتخابات اخیر نیز به خوبی دیدیم که چگونه به رغم شعارهای خردگرایانه و آزاداندیشانه جریانهای موسوم به راه سومی چگونه این جریانها در مقابل ردصلاحیت ها در وجهه عمومی خود پس از چند اعتراض پراکنده و غیر مؤثر سکوت و تمکین را پیشه کردند و در جریان تنظیم فهرست کاندیداها نیز از تفاوت معنی دار و فاحشی با جریان مرکزی طیف موسوم به راست، برخوردار نبودند.

......

در بیانیه سال گذشته انتخابات شوراها آوردیم که بازی سیاسی در کشور ما اکنون تبدیل به یک بازی محدود میان نخبگان سیاسی شده است. آنچه از آن بعنوان جناحها و احزاب سیاسی در ایران امروز یاد می شود، در وجهه عمومی خود چیزی بیش از گروههایی همسود(interest groups) نیستند که به اقتضای سود سیاسی خود، باکی از تغییر اصول ادعایی خود ندارند. اگر با اصطلاحات جهانی بخواهیم سخن بگوئیم، این گروههای همسود در شرایط حاضر، عموما در ذیل سرمشقِ "راست" قرار می گیرند. آنچه در سیاست امروز ما غایب بزرگ به شمار می رود، جریانی است که ضمن درهم شکستن دیوار سترگ میانِ نخبگان سیاسی و توده های اجتماعی؛ بخصوص لایه های محروم و فرودست آن، حامل سنت دینی و معنوی ما در ساحتِ عملِ سیاسی باشد. در بین جریانهای موجود، هیچ جریانی را نمی توان به عنوان جریانی رادیکال یا چپ دینی(2) تلقی کرد. جریانی که اتفاقا، ضرورتِ آن بیش از پیش در زندگی سیاسی مردم ما احساس می شود. شکل دهی به اینچنین جریانی که مسلما از جریانات چپ گرای اسلامی در دهه های 50 و60 متمایز بوده و در صدد تکرار اشتباهات آنها نباشد تردید انتظاری نیست که بتوان تحقق آن را از جامعه رخوت زده سیاسی کنونی در سر داشت. این، نیروهای جوان و صادق و حق جویند که می توانند به شکل دهی این جریان در سالهای آتی با کار مطالعاتی سنگین، همراه با توجهی از سر جِد به تزکیه و سلوک انفسی یاری رسانند. البته در کوتاه مدت این قبیل نیروها که لایه هایی از آن را می توان در بدنه جریان منتخب انتخابات مجلس هفتم نیز یافت، می توانند بعنوان عامل فشاری در جهت وادرار نمودن سیاستمداران و نخبگان حاکم در جناح مزبور به التزام به "پاسداشت عدالت اجتماعی"، "استقلال ملی" و "کرامت انسانی" و "فرهنگ دینی" عمل کنند...

پی نوشت :

(1):بنگرید به آرشیو سایت ایسنا، اسفند ماه 81

(2): دو اصطلاح چپ و راست را از سر همزبانی با اصطلاحات شایع جهانی به کار می برم. تردیدی نیست که می توان و می باید به اصطلاح هائی غنیتر  از این اصطلاحات مرسوم دست یافت. 

  • ۸۳/۰۱/۰۶
  • احیا