احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

آنچه صدا و سیما با مطهری می کند

احیا | سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۳، ۰۱:۱۲ ق.ظ | ۰ نظر

شاره: آنچه در پی خواهید خواند یادداشتی است که برای نخستین بار در بهار ۸۳  در سایت سابق احیا منتشر شد . گرچه در این یادداشت موضوع بحث شیوه برخورد صدا و سیما با استاد شهید مطهری است؛ اما می توان آن را به طور کلی نقد" طرز برخورد مسلط و رسمی با میراث  مطهری”  به حساب آورد ؛طرز برخوردی که  پس از شهادت استاد ،در نهادهای فرهنگی و سیاسی نظام  متداول بوده است. 

*******

آنچه صدا و سیما با مطهری می کند

امیر حسین ترکش دوز

چندی است که صدا و سیمای جمهوری اسلامی، ظاهراً به بهانه برگزاری همایش “حکمت مطهر” ، بیش از معمول سنواتی ، در قالب های بالنسبه جدیدی از ویدئو کلیپ گرفته تا پاپِ وطنی، به استاد شهید مطهری می پردازد.

پاسداشت خاطره بزرگان یک ملت، آن هم وقتی از جانب رسانه ای ملی صورت پذیرد، نه تنها مایه ناخرسندی نیست، بلکه هر انسان معتقد و وطن دوستی را در این هنگامه هجوم امواج مسموم خودی و بیگانه بر ریشه های هویتی جامعه ما، مشعوف می سازد. اما این به شرطی است که این رسانه ملی خود را تنها ممدّ تداوم سنت بزرگانی چون مطهری با همان سازو کارهای حکمی و فکری سنت مزبور بداند و صلاحیت خود را برتز از این نیانگارد و در ثانی از آنجا که به تعبیر مارشال مک لوهان “رسانه خود یک پیام است” خود را در تراز اندیشه مطهری قرار دهد و به عبارت دیگر، در همان بستری قرار داشته باشد که مطهری می خواست.

این هر دو شرط البته محتاج توضیح مفصل تر اند:

“کارگزاری اجرایی عرصه فرهنگ” را نباید و نمی توان با نقش “فرهنگ سازی” یکی گرفت. این دو مضمون، از ساز و کارهای متفاوتی برخوردار بوده، لذا صلاحیت های متفاوتی نیز می طلبند. در خوش بینانه ترین حالت، آنچه در ایام اخیر در برنامه سازی صدا و سیما بر مطهری رفته است، همانی است که پیش از این کارگزاران اجرایی عرصه فرهنگ با نشستن در جای  آنان فرهنگ سازان یا   اهل علم و لحاظ نکردن پیچیدگی ها و باریک اندیشی های فرهنگ سازی، بر سر بسیاری از چهره ها و ایده های مقدس آورده اند. در “رویکرد کارگزارانه به فرهنگ” ، موفقیت، با صِرف “افزایش کمی در بیلان کارهای ارائه شده” ارزیابی می شود. “تمسک به یک سری قالبهای کلیشه ای همچون همایش جهانی ! تعیین جایزه !  و امثالهم”، بدون توجه به میزان تأثیر گذاری در نیل به اهداف و یا ارزیابی نتایج پروژه های مشابه پیشین و “عدم توجه به روان شناسی مخاطبین”، “بی توجهی به ارزشهای زیبا شناسانه و هنری” و” عدم تلائم فُرم با ماهیت سوژه” از دیگر ویژگی هایی است که طی سالهای اخیر با نشستن کارگزاران بوروکراتیک فرهنگ به جای فرهنگ سازان، در جامعه خود شاهد بودیم.

در این شیوه که صاحبان آن با مناسبات معمول در بوروکراسی های متعارف جوامعی همچون ما خو کرده اند، این سودای خام وجود دارد که می توان به محض اراده جمعی از مدیران، آن هم بدون “مطالعه کارشناسانه میان رشته ای و همه جانبه”، “عنایت به ویژگی های خاص یک رسانه” و “روانشناسی مخاطبین، در فرهنگ عمومی” دست برد و یا حداقل، شخص یا ایده ای را در ذهن عموم جایگیر ساخت. با همین نگرش است که رسانه ای که معلوم نیست در کل کارنامه “هنجار سازانه” خود چه نسبتی با اندیشه های مطهری دارد و در طول سال  به نحو مؤثر چقدر یاد مطهری می افتد، بطور فشرده در چند هفته با فیلم، عکس، گفته های گزینشی و از آن مبتذل تر پاپ های شبه لسانجلسی وطنی و یا ویدئو کلیپ های به اصلاح جوان پسند! مخاطب را با مستقیم ترین و ناآزموده ترین شیوه ها، نه جذب، که بکلی از نام و یاد و چهره مطهری زده می نماید.

 حکیمان ما (که مطهری نیز از جمله گرامی ترین آنها برای ما بوده و هست) آورده اند که “کلما جاوزحده انعکس الی ضده” ، “هر چه ازحد خود بگذرد به ضد خود تبدیل می شود.”

نمی دانیم چرا با توجه به انبوه تجارب گذشته، مسئولان صدا و سیما نمی خواهند بفهمند که از صرف تکرار یک نام بدون در نظر گرفتن پیچیدگیهای روان شناختی مخاطبین در این شبکه و آن شبکه و یا در میان پرده و پس پرده و پیش پرده! مطهری در فرهنگ عوام و خواص و بخصوص نسل جوان جای گیرتر از اینکه اکنون هست، نمی شود.

اگر یاد مطهری و اندیشه او باید فی المثل در هنر بازتاب داشته باشد(که ما نیز به آن معتقدیم)، این کار با بخشنامه و تامین مالی برای چند کار سفارشی جوان پسند! صورت نمی پذیرد. این که بازتاب اندیشه و سلوک عملی مطهری را در هنر امروز نمی بینیم ضعف از مطهری نیست که از هنر آفت زده دوران ما است و اگر بخواهیم این آفت را چاره کنیم با تصنع، کار به انجام نمی رسد.

مطهری کاندیدای نمایندگی پارلمان، ریاست جمهوری و امثال ذلک نیست که نیازمند پروپاگاندا یا تبلیغات این چنینی باشد.

این شیوه ها  وهن حکیمی چون مطهری است. نه مطهری با پشتوانه قدرت سیاسی،  مطهری شد و نه اقبال به مطهری که خوشبختانه هنوز هم کتب او جزء پرفروشترین کتابها است با پشتوانه های همچون، جایزه ارزنده! حکمت مطهر و امثالهم بوده است. مطهری( و نیز اقبال به مطهری) محصول فضایی است که ” ایمان” و ” عشق” و ”جدیت در دینداری” مضمون آن را برمی سازد. اگر می خواهید مطهری دیگری ساخته شود یا اقبال به مطهری افزون شود، رادیو و تلویزیون و خط دهندگان به آن باید نقش خود را در شکل گیری این فضا، آن هم نه صرفا در بزرگداشتهای معمول سنواتی که در جای جای فرآیند برنامه سازی خود ایفا کند.

تازه اینها که آوردیم در نگاهی خوش بینانه و ناظر به ظرایف تکنیکی انتقال پیام بود که از سوی صاحبان این رسانه و کلا کارگزاران فرهنگی ما رعایت نمی شود. اما برخی بر این اعتقادند که مشکل اینان صرف ناشیگری و ناواردی در ظرایف انتقال پیام از رسانه ای همچون تلویزیون و ناآشنایی با ویژگی خاص رسانه مزبور نیست، بلکه مشکل در نسبت نامستقیم یا مخدوشی است که اکنون (خودآگاه یا ناخودآگاه) میان نیروهای بوروکراتیک  نظامِ برآمده از نهضت با پیشروان آن نهضت،یعنی همان  احیاگران دین در عصر جدید بوجود آمده استسنت احیاگران مزبور  و منجمله  مطهری در درجه نخست اولویت ها نزد  ایشان نیست، بلکه اولویت برای ایشان ،ثبات نظم موجود آن هم بدون توجه مؤثر و اندیشیده شده به "ماهیت  وعده داده شده  نظم  بعد از انقلاب" است. دقیقا از همین رو است که ناب گرایی مطهری را در هنجارسازیهای این رسانه غایب می بینیم. هنجار سازیهایی از قبیل “سریالها و فیلمهای کذائی” ، ” به سخریه گرفتن حجاب با ترویج فرهنگ تبر‎ج” و ” فرهنگ سازی در جهت مراودات کوچه بازاری دختران و پسران”! آنچه در صدا و سیما وجود آن احساس نمی شود دغدغه های فرهنگی و تربیتی مطهری است. بر عکس، آنچه در درجه نخست اهمیت، قرار گرفته است، مصالح نظام (آن هم مستقل از ارزشها) و ایجاد ثبات اجتماعی است، ولو این ثبات با ترویج "الگوی زندگی رایج در  آن سوی مرزها "به چنگ آید./

  • ۸۳/۰۲/۱۵
  • احیا