احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

مطهری و سرشت حکومت ؛ حکمران امانتدار است نه مالک

احیا | يكشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۴:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

مرتضی مطهری:(در منطق نهج البلاغه) امام و حکمران ، امین و پاسبان حقوق مردم و مسؤول در برابر آنها است، از این دو حکمران و مردم اگر بنا است یکی‏ برای دیگری باشد ، این حکمران است که برای توده محکوم است، نه توده‏ محکوم برای حکمران .

********************

مطهری و سرشت حکومت ؛ حکمران امانتدار است نه مالک

 امیر حسین ترکش دوز

تاملات استاد شهید مطهری در حیطه اندیشه سیاسی از یادگارهای گرانبهای آن استاد فقید برای نسل بالنده ای است که اندیشیدن را به معنای راستین کلمه پاس می دارد .مطهری در این حوزه نیز از جایگاهی بی بدیل در تاریخ معاصر میهنمان برخوردار است.نمونه ای از از این سنخ تاملات استاد رادر تفسیری می توان دید که او از ماهیت حکمرانی در اسلام به دست داده است.وی در این زمینه می نویسد: “در نهج البلاغه … از حقوق واقعی توده مردم و موقع شایسته و ممتاز آنها در برابر حکمران و این که مقام واقعی حکمران امانتداری و نگهبانی حقوق مردم است غفلت نشده بلکه سخت بدان‏ توجه شده است .
در منطق این کتاب شریف ، امام و حکمران ، امین و پاسبان حقوق مردم و مسؤول در برابر آنها است، از این دو حکمران و مردم اگر بنا است یکی‏ برای دیگری باشد ، این حکمران است که برای توده محکوم است، نه توده‏ محکوم برای حکمران ، سعدی همین معنی را بیان کرده آنجا که گفته است :
گوسفند از برای چوپان نیست بلکه چوپان برای خدمت او است
واژه “رعیت” علی رغم مفهوم منفوری که تدریجاً در زبان فارسی به خودگرفته است ، مفهومی زیبا و انسانی داشته است. استعمال کلمه “راعی” را در مورد “حکمران” و کلمه “رعیت” را در مورد “توده محکوم” اولین مرتبه در کلمات رسول اکرم (ص)و سپس به وفور در کلمات علی علیه السّلام می‏ بینیم .
این لغت از ماده “رعی” است که به معنی حفظ و نگهبانی است ، به مردم از آن جهت کلمه “رعیت” اطلاق شده است که حکمران عهده دار حفظ و نگهبانی جان و مال و حقوق و آزادیهای آنها است .
حدیث جامعی از نظر مفهوم این کلمه وارد شده است ، رسول اکرم ( ص ) فرمود : “کلکم راع و کلکم مسئول، فالامام راع و هو مسؤول، و المراه راعیه‏ علی بیت زوجها وهی مسئوله و العبد راع علی مال سیده و هو مسؤول، الا فکلکم راع وکلکم مسئول”(۱)
همانا هر کدام از شما نگهبان و مسئولید، امام و پیشوا نگهبان و مسؤول‏ مردم است، زن نگهبان و مسؤول خانه شوهر خویش است، غلام نگهبان و مسؤول مال آقای خویش است، هان پس همه نگهبان و همه مسئولید.
… چند نمونه از نهج البلاغه که نمایشگر دید علی در مورد حقوق‏ مردم…(است) ذکر می‏ کنم. مقدمه مطلبی از قرآن یادآوری می‏ شود :
در سوره مبارکه “النساء” آیه ۵۸ چنین می‏خوانیم :
“ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلهاواذا حکمتم بین‏ الناس ان تحکموا بالعدل.”
خدا فرمان می ‏دهد که امانتها را به صاحبانشان برگردانید و در وقتی که‏ میان مردم حکم می‏ کنید ، به عدالت حکم کنید .
طبرسی در مجمع البیان در ذیل این آیه می‏ گوید : “در معنی این آیه چند قول است: یکی اینکه مقصود مطلق امانتها است‏، اعم از الهی و غیر الهی، و اعم از مالی و غیر مالی، دوم اینکه مخاطب‏ حکمرانانند، خداوند با تعبیر لزوم اداء امانت حکمرانان را فرمان می‏دهد که به رعایت مردم قیام کنند.” سپس می‏ گوید :
” مؤید این معنی اینست که بعد از این آیه بلافاصله می‏ فرماید :
“یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامرمنکم”. در این آیه مردم موظف شده ‏اند که امر خدا و رسول و ولاه امر را اطاعت کنند. در آیه پیش، حقوق مردم و در این آیه متقابلاً حقوق ولاه امریادآوری شده است، از ائمه علیهم السلام روایت رسیده است که از این دو آیه یکی مال ما است (مبین حقوق ما بر شما است) و دیگری مال شما است‏ (مبین حقوق شما بر ما است)… امام باقر فرمود اداء نماز و زکوه و روزه و حج از جمله امانات است، از جمله امانت‏ها این است ، که به ولاه‏ آورده است و امانتی که خداوند به او سپرده است ادا کند، هر گاه چنین‏ کند بر مردم است که فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذیرند و دعوتش‏ را اجابت کنند .
چنانکه ملاحظه می ‏شود، قرآن کریم، حاکم و سرپرست اجتماع را به عنوان‏ “امین” و “نگهبان” اجتماع می ‏شناسد، حکومت عادلانه را نوعی‏ امانت که به او سپرده شده است و باید ادا نماید تلقی می‏ کند. برداشت‏ ائمه دین و بالخصوص شخص امیرالمؤمنین علی علیه السلام عینا همان چیزی‏ است که از قرآن کریم استنباط می‏ شود . ” (۲)
شاید در وهله نخست این سخن استاد که “حکمران امانت دار است و نه مالک” ، ، مشابه آراء فیلسوفان لیبرالی، همچون “جان لاک” به نظر رسد، اما باید توجه داشت که این سخن در متن منظومه فکری استاد مطهری، از دو جهت از آثار امثال “لاک” تمایز می یابد:
نخست آنکه امانت داری حاکم، نه از جانب شهروندان بلکه از جانب خداست. این معنا را به این شکل نیز می توان بیان کرد که حاکم از جانب خداوند، مکلف و مسئول به پاسداشت حقوق  و ازادی مشروع اتباع حکومت (یا به تعبیری که مطهری آورده است ؛ رعایا) است.
دوم اینکه اثبات “حقوق  آدمی” در اندیشه استاد شهید مطهری، با اتکاء به اصل غایت پذیری پدیده هاصورت می گیرد و لذا حقوق و تکالیف، در این اندیشه، هر دو ملازم با یگدیگر و در جهت غایت سامان می پذیرند . از این رو حاکم نه تنها پاسدار حقوق رعایا (آن هم با تفسیر غایت مندانه آن است ) که پاسدار انجام تکالیف آنها نیز هست. با عنایت به این توضیح، گر چه اندیشه امثال “لاک” و “مطهری”، هر دو در برابر حکومت مطلقه قرار می گیرند، اما این مواجهه، از دو مبنا و رویکرد متقاوت خواهد بود و لذا هر کدام از این دو اندیشه نتایجی متفاوت با دیگری خواهند داشت. پر پیدا است که سخن استاد را از جانبی دیگر می باید در کنار رای ایشان درباب ولایت فقیه قرارداد .به در اندیشه استاد شهیدمطهری ولایت فقیه باامانتدار دانستن حاکم وماللک نشمردن او جمع شده وسازگاری می یابد./
پی نوشت:
(۱) صحیح بخاری ، جلد ۷ ، کتاب النکاح
(۲) مطهری ،مرتضی- سیری در نهج البلاغه.
  • ۸۹/۰۲/۰۵
  • احیا