احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

بیماری سیاست در میهن ما

احیا | چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۸۹، ۱۱:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

از دو دهه پیش بدین سو، پیوند سیاست ورزی و مکتب، در میهن ما، به تدریج، سست‌تر و سست‌تر شده است. البته هستند اهل سیاستی که در ظاهر گفتار خود جایی چشمگیر برای مکتب یا که دین گشوده‌اند اما آنها هم غالباً تعارض فعل خود با اصول مکتب را به راحتی توجیه می‌کنند.  تو گویی همه( یا غالباً )به این جمع‌بندی رسیده‌اند که با التزام به” سیاست مکتبی” گشایشی در کار نیست. نیاز چندانی به باریک بینی نیست تا پی ببریم که در تمامی گروه‌ها و جناحهای فعال ما (هر یک در مرتبه ای) الگوهای رفتاری مشابهی، حاکم است:” برخورد عملگرایانه”،” کوتاه مدت نگر”،” مصلحت سنجیهای من‌عندی” و” احاله حاکمیت مکتب به موعدی که معلوم نیست کی‌ می‌رسد”

**********

اشاره: این نوشته برای بار نخست در نیمه دوم سال87 در سایت احیا منتشر شد و در بهمن و اسفند 89 مجددا"  روی سایت قرار گرفت.

**********

بیماری سیاست در میهن ما

امیر حسین ترکش دوز

 سیاست در میهن ما ، از بیماریهایی چند، رنج می برد:

نخست: سیاست ورزی ما مکتبی نیست

از دو دهه پیش بدین سو، پیوند سیاست ورزی و مکتب، در میهن ما، به تدریج، سست‌تر و سست‌تر شده است. البته هستند اهل سیاستی که در ظاهر گفتار خود جایی چشمگیر برای مکتب یا که دین گشوده‌اند اما آنها هم غالباً تعارض فعل خود با اصول مکتب را به راحتی توجیه می‌کنند.

تو گویی همه( یا غالباً )به این جمع‌بندی رسیده‌اند که با التزام به” سیاست مکتبی” گشایشی در کار نیست. نیاز چندانی به باریک بینی نیست تا پی ببریم که در تمامی گروه‌ها و جناحهای فعال ما (هر یک در مرتبه ای) الگوهای رفتاری مشابهی، حاکم است:” برخورد عملگرایانه”،” کوتاه مدت نگر”،” مصلحت سنجیهای من‌عندی” و” احاله حاکمیت مکتب به موعدی که معلوم نیست کی‌ می‌رسد” یا ” برخورد گزینشی ایشان با اصول برای فرو کوفتن رقیب”، کلیشه عام و شایع در سیاست ورزی موجود ما است. از همین رو است که جنگی‌ اگر در می‌گیرد، جنگ مسلکها نیست بلکه بیشتر جنگ” گروه‌ها و علقه های آنها” است که به جای چالش افکار می نشیند. البته فقط سیاست ورزی جماعتی از دینداران نیست که  این چنین است. واقعیت آن است که  در میهن ما نامتدینان نیز در سیاست ورزی خود کمتر پروای آئین و مسلک خود را دارند.

دوم: سیاست موجود تربیتی نیست

اگر سیاست را یک سنخ “سلوک “تلقی کنیم، در این صورت به دست گرفتن قدرت یا اساساً” تاسیس حکومت “فرع این سلوک خواهد بود. سلوکی که رشد و پرورش آدمی را هدف قرار داده است. پیش از این در یادداشت “سیاست سالکانه امام”(مندرج در سایت احیا) آوردیم که امام ،سیاست را اینچنین می‌نگریست. اما در سیاست موجود به” رشد دادن و تکامل بخشیدن روحی و معنوی اطرافیان یا بسیج شدگان” اندیشه نمی‌شود یا عملاً کاری در این زمینه صورت نمی‌پذیرد.در اینچنین وضعیتی، چه “کهنه‌کاران” عرصه سیاست و چه “نو آمدگان به آن” با ورود به عرصه سیاسی و فعالیتهای آن، هیچگونه تغییر معنوی و باطنی در خود احساس نمی‌کنند؛ بگذریم از اینکه پس از چندی خود را به جهت” زوال معنویت”  یا حداقل” بی حاصلی عمر” مغبون هم می‌یابند. باز هم  از همین رو است که سهم”آموزش” در غالب احزاب و گروه‌های ما (برخی بیشتر و برخی کمتر) اگر نگوئیم صفر تنها اندکی بیش از صفر است .(اگر چه این وضعیت به جهت عدم احساس نیاز بالائیها به نقش موثر پائینیها در مناسبات تشکیلاتی هم می‌تواند تفسیر شود. )

سوم: سیاست موجود، بسته و ناشفاف است

عرصه سیاسی در کشور ما به” قلعه‌ای با دیوارهای بسته و منافذی اندک” تبدیل شده که اندرون آن به سختی برای بیرونیها قابل رؤیت است. از فعل و انفعالات درون این قلعه و چگونگی صورت بستن آنها و” آغاز و انجامشان” کمترین میزان اطلاعات به توده  اجتماعی درز می‌کند. هر فضای بسته‌ای به شدت مستعد فساد است. فرصت طلبان جاه جو می‌توانند با رندی خود ،از اندک منافذ مزبور بهره برند. و با بهره بردن از روابط ناشفاف (ولذا نظارت ناپذیر)، حتی ظرفیتهای مثبت را هم از میان ببرند.

چهارم: سیاست موجود با عرصه اجتماعی پیوند نهادینه، دو طرفه و موثر ندارد

 سیاست ورزی در ایران امروز، به” بازی محدود میان نخبگان” تبدیل شده است. تردیدی نیست که هر چند سال یک بارسیاسیون موفق به بسیج بخشهایی از توده اجتماعی می‌شوند. اما این” بسیج”،” لحظه ای ” است و به رابطه‌ای نهادینه و دو طرفه نمی‌انجامد. نیروهای پایین دستی، مشارکتی در تصمیم‌سازی‌ها ندارند و سهم آنها در فعل و انفعالات، به خصوص اگر وصل به کانون‌های قدرت نباشد،در حکم «هیچ» است.

پنجم :سیاست موجود توهمی است

 “گذشته نه چندان دور”، احتمالاً باید به آگاهان و تیزهوشان آموخته باشد که تحولات سیاسی در میهن ما، بیش از آنکه بر اساس علم، تحقیق، باریک بینی و همه جانبه نگری سامان یابد، وامدار تولید” توهم و گمان “و آراستن آن به لباسهایی بس زیبا است. جالب اینجاست که برغم این، جماعتی از” اهل توهم”بارها و بارها از توهمی به توهمی دیگر فرو می‌روند و باز هم همچنان مستعد توهمی دیگرند، و جالب تر  آنکه (بعضا”)به گاه بیداری نیز  در سویه افراطی موضع سابق خود قرار می‌گیرند. تو گویی اساساً جنس ایشان از سنخ” تعادل” نیست!

ششم:  سیاست موجود عادلانه نیست

عدل را” قرار دادن هرچیز در موضع راستین آن” و “اعطاء حق هر صاحب حقی بدو”  معنا کرده اند. پاسداری از عدالت،پاس داشتن شبکه به هم پیوسته ای از حقوق و تکلیفها است . کافی است نظری اجمالی به انبوه حق کشیها و و مسئولیت ناشنا سیها در فعل و و قول جماعتی کثیر از اهل سیاست کنیم تا دریابیم که چه قدر از سیاست ورزی عادلانه بدوریم.

و بالاخره هفتم آنکه :سیاست موجود، در مقابل فعل و انفعالات فرا ملی آسیب‌پذیر است

  قفل سیاست داخلی را صرفاً با کلید داخلی باید گشود نه با اصالت بخشیدن به روابط خارجی دولتی یا غیر دولتی!

***

سخن گفتن از” بیماریهای سیاست” بدین معنا نیست که حل مشکل را صرفا”  به بلند مدت احاله کنیم  و در کوتاه مدت بی عملی و انفعال ، پیشه کنیم. بلکه با پذیرش فهرستی از بیماریهای مزبور، عمل امروز خود را به گونه ای سازمان خواهیم داد که فرداروز به “علاج آسیبها” نزدیک شویم./   انشاءالله

  • ۸۹/۱۱/۲۷
  • احیا