احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

«شبِ قدر» شبِ سرنوشت است .این شب ،شبِ « توجه» است .سنخِ «توجهِ» آدمی است که در سرنوشتِ او  مؤثر واقع می شود  .در  بررسیِ «شبِ قدر ِنظم ِ بعد از انقلاب» هم ، باید به بررسی ِ سنخِ توجه ها پرداخت . باید یررسی کرد و دید که «توجهِ» نقش آفرینانِ سیاسی و فرهنگی در «لیلة القدرِ انقلاب»  از کدام سنخ بود. کدام «توجه» ها باید می بود اما نبود  و چه کسانی بهره هائی از آن توجه مطلوب را - که به صورتِ تمام و کمال موجود نبود- در مراتبِ مختلف بازگو کردند .

فرازی که در ادامه خواهید خواند  ،بخشی است از کتاب" آینده انقلاب اسلامی در ایران " از مجموعه آثار استاد شهید مرتضی مطهری.  مطهری این سخن را در آخرین هفته ها از عمر شریفش  و  در اولین هفته ها از عمر نظام تازه تأسیس  و به تعبیری در« شب قدر نظم بعد از انقلاب» گفت.  البته مضمونِ  این گفتار در بُن مایه هایِ فکرِ مطهری ریشه  داشت  و در ادامه سخنان دیرینِ او سامان می یافت .پیشنهاد می کنیم بازدیدکنندگانِ محترمِ « احیا »،  علاوه بر این فراز ، فصلِ «دموکراسی علی(ع)»در کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام را هم بخوانند .آن فصل را استاد شهید مطهری  سالها قبل از انقلاب اسلامی ،در اواخر دهه چهل هجری شمسی گفت ونوشت . فراز بعد، توضیحات دیگری هم لازم دارد که انشاءالله در میانه این چند سطر که خواندید خواهم افزود ./امیرحسین ترکش دوز

*****************

  آیة الله مرتضی مطهری در سخنرانی فروردین 1358 در انجمن اسلامی پزشکان  و در محل مسجد الجواد تهران : «راه آینده ما همان راه گذشته ما است که انقلاب طی کرده . راه عدالت اجتماعی در ظل اسلام {و آزادی و استقلال در ظل اسلام} . واقعا" نباید در دولت اسلامی ظلمی واقع شود .واقعا" نباید اجحافی به حق کسی بشود .به حق یک مجرم هم نباید اجحاف شود ولو یک مجرم مستحق القتل. واقعا" ما حق داریم از یک عده جوانها گله کنیم . در عین اینکه ما احساسات آنها را تقدیر می کنیم ؛این مقدار هم حق گله گذاری از آنها داریم که اینها آنچنان حس انتقامجوئیشان نسبت به مجرمها شدید است که گاهی سخنانی می گویند که با منطق احساسات جور در می آید نه با منطق اسلام . یک وقتی رفته بودیم خدمت جناب آقای مهندس بازرگان  در نخست وزیری برسیم  دیدم پاسدارانی که آنجا بودند با هم حرف می زنند  انتقاد داشند از این اعدامهائی که فعلا" وجود دارد . می گفتند چرا گلوله ها را به اینها حرام می کنند مگر اینها ارزش گلوله خوردن دارند ؟ بروند اینها را زنده بریزند در دریا . ضمن اینکه ما احساسات پا این افراد را تقدیر می کنیم. باید بگوئیم که اسلام اینگونه نیست . از نظرِ اسلام ،مجرمی که  هزارها نفر را کشته و هزارها جنایت کرده است که اگر بنای اعدام بخواهد باشد صدبار باید اعدام  شود ،در عین حال همو هم حقوقی دارد و حق او نباید نادیده گرفته شود . ما هزار و سیصد سال است از مکتب علی این درس را می آموزیم که ابن ملجم مرادی ضارب امام علی بن ابی طالب {مورد توجه  علی بود که با او بد رفتاری نشود } ارزش علی چقدر بود؟  واقعا" از نظر ما اگر به قصاصِ قتلِ  حضرت امیرالمؤمنین هزار نفر جنایتکار - آن کسی که ضارب بوده آن کسی که مسبب بوده آن کسی که آمر بوده آن کسی که راضی بوده - کشته می شد، زیاد کشته شده بود  ؟ نه . ولی ما مدعی هستیم که در مکتبی تربیت شده ایم که می گوئیم علی وقی که در بستر افتاده است بنی عبد المطلب  یعنی خویشاوندان خودش را جمع کرده می گوید:« یا بنی عبد المطلب لا الفینکم تخوضون دماء المسلمین خوضاً تقولون قتل امیر المؤمنین » مباد بعد از من، نبینم شما را که بعد از من افتاده اید در خون مردم مسلمان  و می گوئید علی کشته شد آن یکی ، مسببش بوده ، آن یکی ،تحریک کرده ،آن یکی راضی بوده ،نقشه را در خانه چه کسی کشیدند؛ من را یک نفر کشته آن یک نفر هم یک ضربت بیشر به من نزده است.یک ضربت بیشر به او نزنید . خواه بمیرد و خواه زنده بماند . ما هزار و سیصد سال است که می گوئیم - و اینها است که این مکتب را حفظ کرده و نگه داشته - کاسه شیر را در دم آخر برای علی (ع) می آورند  می خواهد میل بفرماید می فرماید باقی اش را به اسیرتان بدهید مبادا اسیرتان گرسنه بماند:ارفقوا باسیکرم با اسیرتان به رفق و مدارا رفتار کنید. در مدتی که ابن ملجم در خانه علی زنده بود ،کسی کوچکترین شکنجه ای به او نداد و این افتخار اسلام است .  

ما دیدیم  خود امام خمینی سلمه الله تعالی در روزهای اولی که رژیم سقوط کرد و افراد را می گرفتند در اولین اعلامیه هائی که ایشان دادند گفتند و همیشه این مطلب را تکرار کرده انددر هفته گذشته که خدمتشان بودیم باز به دادستان تأکید می کردند - که زندانی اسیر است . زندانی تا وقتی که زندانی و اسیر است  کوچکترین مزاحمتی به او نباید بشود شکنجه نباید بشود .آزار نباید بشود .پذیرائی هم باید بشود .محکمه به جرمش رسیدگی کند .هر مجازاتی برایش تشخیص داد آن مجازات باید اجرا شود. ضِمنِ اینکه توصیه می کردند هیچ شفاعتی را قبول نکنید هیچ وساطتی را قبول نکنید. هیچ وابستگی را نپذیرید؛هر کس می خواهد باشد؛ وابسته به هر کس می خواهد باشد هر کس می خواهد شفیعش باشد هیچ این حرفها نباید مطرح باشد ولی در عین حال آن مجرم هم در عالم خودش حقی دارد.حق او هم نباید از بین برود . این است که آینده ما جز اینکه بر پایه همان عدالت اسلامی و ارزشهای اسلامی باشد قابل بقا نیست . این را من فقط به عنوان یک نوع اندرز به طبقه جوان و پُر احساس که احساسات آنها را همیشه تقدیر کرده و می کنم عرض می کنم که ما نباید تحت تأثیر احساساتمان  ولو درباره یک مجرم از مرز خارج شویم کما اینکه در مسئله استقلال مکتبی باز تأکید می کنم این برای آینده انقلاب  ما خطرناک است که ما حق اسلام را با باطل مکاتب دیگر بیامیزیم  و از آنها یک معجون به وجود بیاوریم.»  ( آینده انقلاب اسلامی ایران  ، مرتضی مطهری ، انتشارات صدرا ،چاپ بیست و پنجم ،آذرماه  هشناد و پنج،صفحات 97 ،98و99)

  • احیا