احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

" درباره یک سوء استفاده سیاسی" و سخنی در پِیِ آن

احیا | دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۳۸ ب.ظ | ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیرا یکی از مدیران دولت احمدی نژاد و از مروجینِ فعلیِ او  ، بخشهائی از مندرجات «احیا » را -که  از چند سال قبل تا همین اواخر نوشته و منتشر شده -  {در موارد متعدد }در کانالِ تلگرامِ خود ....{با حذف نام نویسنده و منبع و با تصرف و جهت دهیِ ناصواب}کپی برداری کرده است. مشار الیه در یکی از موارد ، بخشی  از  مقاله « اعراض مجاهدانه از ظلم و ظالم "را  با تغییر تیتر ،حذف نام نویسنده و بدون ذکر منبع ..... در همان کانال منتشر ساخته و در توئیتر ِخود به آن ارجاع داده!!   ....

دیگر موارد از این کپی برداریها - وتصرفها ! -که در کانالِ فرد یادشده منتشر شده به شرح زیر است :

-از مقاله "دوگرایش" .... با حذف نام نویسنده و سایت

-از مقاله "انقلاب زدگی..." .... با حذف نام نویستده و سایت

-از مقاله "دفاع مقدس و اصالتهائی که به حاشیه رانده شد" .....با حذف نام نویسنده و سایت

-از مقاله "فرهاد صفا وضعیت دشوار او ودرسهائی برای ما " .... با حذف نام نویسنده و سایت

-از مقاله "روز جهانی مستضعفین ...." ....  با حذف نام نویسنده و سایت  و حذف بخش انتقادی به احمدی نژاد و مشائی !!!

-از  مقاله "استضعاف و رابطه قدرت " ..... با حذف نام نویسنده و سایت

-از مقاله "نهاد شاهی  ..." ....  بازهم با حذف نام نویسنده و سایت

ز مقاله "احساس ستمدیدگی..."  بازهم با حذف نام نویسنده وسایت

و غیره ....

شایان ذکر است که رفتار ناجوانمردانه مشار الیه با مندرجات «احیا » ،مسبوق به سابقه است و به  حدود سالهای 87- 88 برمی گردد که در روزنامه های« کیهان» و «ایران» مدیریت داشت یا منشأ اثر بود .

مخاطبان محترم در صورتیکه علاقه مند به مطالعه  نگاشته های  احیا باشند آنها را در آدرس ehyaa.net ببیننند - توضیح بیشتر ،در  مطلبی با عنوان " چنددرخواست و تذکر "در احیا  آمده است ؛ با این نشانی:(http://nehzatehya.blog.ir/page/darkhastvatazakkor).

 پیش از نیز به صورتهای مختلف گفته ایم که حتی اگر - برفرض -  ضوابطِ  نقلِ مطلب  به صورت متعارف  رعایت شود ،  به هیچ وجه راضی به حضور مندرجاتِ احیا در بافتارهایِ نامطلوب نیستیم ؛گو اینکه در زمینه  مورد بحث ،حتی ضوابط حداقلی و معمول هم رعایت نشده است .        متأسفانه  اینروزها ، سیاست ورزی در جامعه ما  سخت به ابتذال گرائیده  است.  یکی از جلوه های  این ابتذال را در  مرکزیت پیدا کردنِ بحث از اشخاص ، آنهم به صورتی نامنضبط  می توان دید   .درست است که سخن گفتن از اشخاص و خصوصیات ایشان را -در صورتیکه به صورت منضبط سامان داده شود -نمی توان  از سخنِ سیاسی به طور کلی خارج کرد ، اما آنچه  در این زمینه ،علی الاصول باید در کانونِ توجه قرار گیرد بحث از  «افکار» ، «خط مشی ها»  و «طرز تعامل ها در عرصه عمومی» است .

اگر بحث از اشخاص  و  اهداف و انگیزه های ایشان را کنار گذاریم   و اگر مقصودمان از "تکامل"،  "بهبود   "{آنهم به نحو  مؤثر  درمقام عمل }باشد ، به صراحت باید گفت که از  گروه هائی همچون گروه احمدی نژاد -مشائی نه تنها نمیتوان انتظار تحولِ جامعه ایرانی در سمت و سوئی قابل قبول را داشت ، بلکه خط مشی و گفتار عمومی ایشان، دقیقاً در تقابل با هر خط مشیِ " تکاملخواهی" است .   در دورِ پیشینِ  انتخابات ریاست جمهوری  درسال 92 در همین« احیا» اعلام شد که از هیچ کاندیدائی حمایت نمی کنیم  . این دوره نیز از هیچ یک از کاندیداها حمایت نکرده ایم و نخواهیم کرد ؛ نه به این معنا که  این "عدم حمایت" خود یک  واکنش یا موضعِ انتخاباتی -به معنای متعارفِ کلمه - باشد، بلکه بدین جهت که  اساساً دغدغه و مسأله  اصلی ما انتخاباتِ پیش رو و رخدادهائی از این قبیل نیست .  مسئله مزبور ،حاصل یک «تحلیل» است و نه صرف تأثیر پذیری ازشرایطِ گذرایِ بیرونی .با این وصف  هیچ یک از مقالات و یا یادداشتهای «احیا» ناظر به خصوصِ انتخابات پیش رو نبوده و نیست  ؛ مگر اینکه این «ارتباط » در خودِ نوشته  تصریح شودپوشیده نیست که دیدگاهِ  ما به لحاظ مبنائی ،متفاوت از دیدگاه جناحهایِ سیاسی موجود  و کاندیداهایِ ایشان اعم از تأیید صلاحیت شده ، رد صلاحیت شده و انصرافی است .                   رخدادهای اخیر  سیاسی  در میهن ما میتواند  از جنبه های مختلف برای کسانی که نسبت به طیف سیاسی غالب و انشعابهای آن ذهنیت درستی نداشتند مایه اعتبار باشد. از جمله اینکه ماهیت بسیاری  از «تحولخواهیِ  ها در جناح موسوم به راست » و «راه سوم سازی های ادعائی » را آشکار کند . در مورد گروه احمدی نژاد - مشائی ، توجه به دو نکته سودمند است :نخست، نسبت این گروه با ساختار مستقر قدرت  و دیگری  ، معیارهایی  که باید برای ارزیابی آن مورد توجه قرار گیرد  .در مورد نخست ،این نکته گفتنی است که گروه احمدی نژاد از قدرت اِعراض نکرد بلکه  همانها که پیش از این برای ایشان راه گشوده بودند ،  ورودشان  را به سطحی از هرم قدرت مانع شدند  و اِلاّ  شخص احمدی نژاد و یارانش   عزمِ خود  را جزم کرده بودند  تا یکی از بالاترین سطوح قدرت  را در دل همین ساختار موجود،  باردیگر از آن خود کنند . برای آنکه نسبت گروه احمدینژاد - مشائی را با روابط بالفعل و مستقر قدرت و با گفتمان مسلط مشخص کنیم توجه به نکاتی چند ، راهگشا است .از جمله اینکه : صِرفِ  تغییر طلبی درساختار حقوقی قدرت  به معنای مطالبه تغییر  ماهوی در  روابط حقیقی قدرت نیست .  و دوم اینکه صِرفِ سخن گفتن از« تحول در ساختار» آنها را از ذیل  گفتمان مسلط و از ذیل روایت مسلط ازانقلاب ، خارج نمی کند  - با این توضیح ضروری که  مقصود من از  روابطِ  حقیقیِ قدرت ،نظام سیاسی نیست.

احمدی نژاد  و  مرکزیت گروه او در سالها و بلکه  در چند دهه گذشته شهرواندن عادی  نبوده اند .آنها هشت سال در بالاترین سطوح  از هرمِ قدرت مسئولیت داشته اند.   برخی از ایشان در حساسترین دهه های بعد از انقلاب در اصلیترین کانونهای قدرت نقش آفرینی کرده اند و به عنوان صاحب قدرت ، کارنامه دارند .این  کارنامه را با این قبیل سخنان نمی توان  توجیه کرد که منابع دیگر قدرت نگذاشتند  یا یاران ، ناهمراهی  و زیر دستان نافرمانی کردند  .  اگر  این قبیل  توجیهات  قابل قبول باشد -که نیست - هر قِسم فرمانروائی و مدیریت و تصدی گری را می توان توجیه کرد  و  زیر بار مسئولیت نرفت  . مدیرِ یک سازمان  ، مسئول کارهای نادرستی است که در سازمان زیر نظر او می شود و نیز مسئول کارهای درستی که باید انجام شود و نمی شود .  برای آن موانعِ ادعائی  هم -در صورتی  که واقعیت داشته باشد- راه حل منطقیِ کنترل پذیر و قابل بررسی در همان زمان وقوع وجود دارد  . البته این سؤال هم پرسیدنی است که آیا گروه مزبور در آغازِ کارِ خود در 84 و 88 از  کَمّ و کیفِ ساختار اِعمالِ قدرت در ایران بی اطلاع بوده است؟

در عوضِ مبنا قرار دادنِ ادعای «ستیز با الیگارشی»  برای قضاوت در مورد  این گروه ، باید به «منطق فعالیتهای آن در حوزه عمومی» توجه کرد ؛ یعنی به اینکه آیا  شیوه  سیاست ورزی این گروه  « الیگارشی زا» هست  یا نه و مهمتر اینکه به جای الیگارشیِ ادعائی چه می نشانند {و به فرض ضد اشرافی  و ضد الیگارشیک بودن،  آیاطرز عملشان  انسانی و اسلامی است؟}؛ گو اینکه   ادعایِ  ستیز با الیگارشی و اشرافیت از سوی ایشان  ،  به نوبه خود  محل مناقشه است.  اشرافیت فقط یک شکل ندارد و اشرافیت و الیگارشی هم تنها آفاتِ یک جامعه نیستند .

اما در موردِ دوم ؛ توجه به این تکته اکیداً لازم است که  صِرفِ - توجه شود صِرفِ - بودن یا نبودن در ساختار قدرت  برای کسی ایجاد فضیلت و حقانیت نمی کند - بگذریم از آنکه با توجه به آنچه پیش از این گفته شد  ،گروه احمدی نژاد - مشائی را  همچنان  باید در ضمنِ روابط مستقر قدرت و در حاشیه گفتمان مسلط  تحلیل کرد .  بررسی درست و نادرست گفته های ایشان  و نسبتِ شیوه های گروهِ مزبور با موازین اخلاقی ، انسانی و اسلامی  - و  همین نحو برخوردهای رسانه ایِ معمولشان در سالهای اخیر  - به خوبی می تواند ما را -  مستقل از قضاوت درباره اشخاص و خصوصیاتشان - به قضاوتی منفی درباره کارکردِ سیاسی اجتماعی فرهنگیِ گروه احمدی نژاد -مشائی برساند. 

با این حال، خطا است اگر دائره توجه را محدود به گروه مورد بحث شود .بلکه  باید  زمینه های نامطلوب و سلسله عللی را چاره  کرد که  موجب  شکل گیری و برآمدن گروه احمدی نژاد - مشائی و گروه های  مشابه می شوند.  چاره کردنِ این زمینه ها، مستلزم ِنگاهی جامع  و فراجناحی و پرهیز  از یکسو نگری است .

و بالاخره سخن آخر اینکه :در مورد هر دو انتخابات ِ آینده -یعنی ریاست جمهوری دوازدهم و شوراها - هرکس باید عقل خود را  شخصاً حاکم کند و به تصمیم مقتضی برسد. منتها این تصمیمِ موردی هرچه که باشد ،نباید « بایدها و نبایدهای کلان و غیر موردی»  را به حاشیه ذهن براند.  / احیا - امیرحسین ترکش دوز

  • ۹۶/۰۲/۲۵
  • احیا