احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - قرآن ، سوره آل عمران ، آیه 104

نویسنده «طبایع الاستبداد» به روایت استاد مطهری

احیا | دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۲۲ ب.ظ | ۰ نظر

توضیح:بخشی از کتاب "نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر " نوشته استاد مطهری به گزارشی از مهمترین سرفصلها در اندیشه شیخ عبد الرحمن کواکبی عالِم و مُصلحِ سوری اختصاص دارد .  ابتدا  نوشته مطهری را ملاحظه می کنید و بعد هم جملاتی را در حاشیه آن با عنوانِ «رهتوشه...».

*****************

استاد مطهری در فرازی از کتاب نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر می تویسد :«سومین قهرمان اصلاح در جهان سنیِ عرب ،شیخ عبد الرحمن کواکبی است. کواکبی اهل سوریه و صفوی نژاد است یعنی نسب به شیخ صفی الدین اردبیلی می رساند.(1) با زبان  ترکی و  فارسی آشنائی داشته و از پیروان عبده و به یک واسطه از پیروان سید جمال به شمار می رود . کواکبی در سال 1271هجری قمری در سوریه به دنیا آمد و بیشترین ایام عمر خود را در همان سوریه گذرانید.  اواخر به مصر آمد و چند سالی هم در مصر به سر برد که اجلش فرا رسید و در سال 1320 هجری قمری در سن پنجاه سالگی در گذشت . کواکبی یک مفکر اسلامی ضد استبداد بود . با استبداد ترکان عثمانی که بر سوریه حکومت می‏کردند سخت مبارزه می‏کرد . از کواکبی دو اثر باقی است ، یکی به نام " طبایع الاستبداد " (که در)مشروطیت ایران به فارسی‏ ترجمه شده است و دیگری " ام‏القری " . آراء اصلاحی او در آن کتابها مندرج است . کواکبی مانند سید جمال ، آگاهی سیاسی را برای  مسلمانان واجب و لازم می‏شمرد و معتقد بود " رژیم سیاسی " که مثلا مشروطه‏ باشد یا چیز دیگر به تنهائی قادر نیست که جلو استبداد را بگیرد ، هر رژیمی ممکن است شکل استبداد پیدا کند . در نهایت امر آنچه می‏تواند جلو استبداد را بگیرد ، شعور و آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم و نظارت آنها بر کار حاکم است . وقتی که چنین شعور و چنین احساس و چنین آگاهی در توده‏ مردم پیدا شد ، آنوقت است که اژدهای سیاه استبداد در بند کشیده می‏شود . و البته این بدان معنی نیست که نباید به رژیم کار داشت و رژیم هر گونه‏ بود ، بود . بلکه به معنی اینست که رژیمِ خوب آنگاه مفید است که سطحِ‏ شعور سیاسی مردم بالا رود . و لهذا کواکبی مانند سید جمال ( و بر خلاف‏ عبده ) برای فعالیتهای سیاسی و بالا بردن سطح شعور سیاسی توده مسلمان‏ نسبت به سایر شئون اصلاحی زندگی آنها حق تقدم قائل بود و هم معتقد بود که‏ شعور سیاسی را با استمداد از شعور دینی آنها باید بیدار کرد . کواکبی به‏ همبستگی دین و سیاست سخت پایبند بود و مخصوصا دین اسلام را یک دین‏ سیاسی می‏دانست و معتقد بود که توحید اسلام اگر درست فهمیده شود و مردم‏ مفهوم حقیقی کلمه توحید یعنی لا اله الا الله را درک کنند به استوارترین‏ سنگرهای ضد استبدادی دست می‏یابند کواکبی مانند دو سلف ارجمندش سید جمال و عبده ، تکیه فراوانی بر روی‏ اصل توحید از جنبه عملی و سیاسی می‏کرد . او می‏گوید : معنی کلمه لا اله الا الله که افضل ذکرها در اسلام شمرده شده و بنای اسلام بر آن نهاده شده ، اینست که معبود به حقی ،  جز خدایِ بزرگ نیست و معنی عبادت ، فروتنی و خضوع است . پس معنی لا اله الا الله اینست که جز خدای یگانه هیچ موجودی شایسته فروتنی و کرنش نیست . هر خضوع و فروتنی که در نهایت امر ، اطاعت امر خدای‏ بزرگ نباشد ، شرک و بت پرستی است . کواکبی توحید اسلامی را تنها توحید فکری و نظری و اعتقادی که در مرحله اندیشه پایان می‏یابد نمی‏داند ، آن را تا مرحله عمل و عینیت خارجی توسعه و گسترش می‏دهد ، یعنی باید نظام‏ توحیدی برقرار کرد . انصاف اینست که تفسیر دقیق از توحید عملی اجتماعی ، و سیاسی اسلام‏ را هیچکس به خوبی علامه بزرگ و مجتهد سترگ مرحوم میرزا محمد حسین‏ نائینی قدس سره ، توأم با استدلالها و استشهادهای متقن از قرآن و نهج‏البلاغه ، در کتاب ذیقیمت " تنبیه الامة و تنزیه الملة " بیان نکرده‏ است . آنچه امثال کواکبی می‏خواهند ، مرحوم نائینی به خوبی در آن کتاب‏ از نظر مدارک اسلامی به اثبات رسانیده است . ولی افسوس که جو عوامزده‏ محیط ما کاری کرد که آن مرحوم پس از نشر آن کتاب یکباره مهر سکوت برلب زد و دم فرو بست . کواکبی مدعی است که هر مستبدی کوشش دارد برای تحکیم و تثبیت پایه‏ های استبداد خود ، به خودش جنبه قدسی بدهد و از مفاهیم دینی برای این‏ منظور بهره جوید ، تنها آگاهی و بالا بودن سطح شعور دینی و سیاسی مردم‏است که جلو این سوء استفاده‏ها را می‏گیرد . کواکبی برخی علمای پیشین اسلامی ( از اهل تسنن ) را مورد انتقاد قرار می‏دهد که آنها به نظم و امنیت ، بیش از حد بهاداده‏اند تا آنجا که عدل و آزادی را فدای نظم و امنیت کرده‏اند یعنی به‏ بهانه نظم و امنیت مانع رشد آزادی شده‏اند و این همان چیزی است که‏ مستبدان و ستمگران می‏خواهند . ستمگران و مستبدان همواره به بهانه برقراری‏ نظم و حفظ امنیت ، آزادی را که عالیترین موهبت الهی است و جوهر انسانیت است کشته‏اند و عدل را زیر پا قرار داده‏اند . کواکبی در رابطه نظم و آزادی ، برای آزادی حق تقدم قائل است و در رابطه دین و سیاست و یا دین و آزادی ، دین را عامل با ارزش تحصیل آزادی‏ واقعی و بیدار کننده احساس سیاسی می‏شمارد و در رابطه علم و آزادی یا علم‏ و سیاست معتقد است همه علوم الهام بخش آزادی نیستند و از نظر آگاهی‏ اجتماعی دادن ، در یک درجه نمی‏باشند . لهذا مستبد از برخی علوم نمی‏ترسد بلکه خود مروج و مشوق آن علوم است ، اما از برخی علوم دیگر سخت وحشت‏ دارد زیرا به مردم آگاهی و شعور سیاسی و اجتماعی می‏دهدواحساس‏آزادیخواهی و مبارزه با اختناق و فشار استبداد را در افراد بر می‏انگیزد . کواکبی می‏گوید : " مستبد را ترس از علوم لغت نباشد ، و از زبان آوری بیم ننماید مادامی که در پس زبان آوری حکمت شجاعت انگیزی نباشد که رایتها برافرازد یا سحر بیانی که لشکرهابگشاید ( 2 ) . چه او خود آگاه است که‏ روزگار از امثال کمیت و حسان شاعر (3 ) زادن بخل ورزد که با اشعار خویش جنگها بر انگیزند و لشکرها حرکت دهند و همچنین منتسکیو و شیلا را . همچنین مستبد از علوم دینی که تنها متوجه معاد باشد ( و میان معاد و معاش ، زندگی و معنویت جدائی قائل باشد ) بیم ندارد . . . علومی که مستبد از آنها بیم‏ دارد علوم زندگانی هستند مانند حکمت نظری و فلسفه عقلی و حقوق امم و سیاست مدنی و تاریخ مفصل و خطابه ادبیه و غیر اینها از علومی که ابرهای‏ جهل را بردرد و آفتاب درخشان را طالع نماید ،تا سرها از حرارت بسوزد ." (4)/ پایان سخن استاد مطهری

پی نوشت  های متن اصلی: 1-نقش سید جمال الدین در بیداری مشرق زمین " صفحه 113 و 114/ 2- مانند سحر بیان سید جمال / 3- بهتر بود که کواکبی به جای حسان ، دعبل را می‏آورد که به قول خودش‏ پنجاه سال دار خویش را بر دوش می‏کشید . به هر حال مقصودِ کواکبی شاعرهای‏ انقلابی است./4-" سیری در اندیشه سیاسی عرب " صفحه169

*******************

ره توشه

  • ۹۶/۰۲/۲۵
  • احیا