احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

امیر حسین ترکش دوز

 

کمتر تحلیلگری است که اینروزها ،معضلات ومسائل درهم پیچیده جامعه ایرانی را منکر باشد .درکِ این معضلات  ، هنگامی که از مرحله خام و اولیه گذر می‌کند، در قالب سازه های مفهومی و نظریه هائی سامان می‌یابد که هرکدام ، مسئله یا راه حل آن را به گونه ای خاص طرح و تفسیر می کنند . «استقلال»، « رهائی از قید وابستگی»،«توسعه» ،«دموکراسی» و «آزادیهای مدنی » ازجمله همین مفاهیمند که بعضاً در کانون گفتارهایِ سیاسیِ شایع در میهن ما قرار دارند .با این حال، بحث ،آنگاه پیچیده تر می شود که در می یابیم خود این مفاهیم هم تفسیربَردارَند و علاوه بر اینکه تلقیهای مختلفی از آنها موجود است ، می توان با نقد تلقیهای موجود ، تفاسیری متفاوت و بدیع  از آنها ارائه کرد .

 «مسئله اصلاح دینی» یا « اصلاحِ طرز تلقی دینی و بازتعریفِ نسبتِ حکومت و جامعه با دین »، مسئله کانونی در بهسازیِ جامعه ایرانی است .  بی تردید اثرِ این بازنگری و بازتعریف را در مقام «عمل» هم باید دید و  نمی توان در واپس نگری به بنیادهای بحث  ،  در  حدِّ «شناخت» و «نگرش» متوقف نماند. این حکم ، پیش انگاشت نویسنده در مقاله حاضر است گرچه می توان آنرا در مجالی دیگر موضوعِ بحثی مستقل قرار داد .

خلاصه کردن همه مشکلات، آنهم در تمامی عرصه‌ها، در قالب یک مفهوم یا مسئله  می‌تواند ساده‌انگارانه تلقی شود - و آنچنان که تجربه نشان داده - مستعد بروز پیامدهائی نامطلوب باشد ، اما در مقام عمل ،گریزی از این کار نیست .  می توان سخن گفتن از اصلاح دینی- به عنوان مسئله کانونی  - را به صورتی سامان داد  که مستلزم  غفلت از  آزادی و عدالت  و استقلال  و بهزیستی  نباشد و نه تنها از  قدر و قیمتشان کم نکند بلکه نسبت ما را با   مسائل و مطلوبهائی از قبیل  آنچه ذکر شد ، ژرفایِ  بیشتری  بخشد  .  سخن گفتن از یک مسئله به عنوان مسئله کانونی بدین معنا است که دیگر مسائل را ولو به صورت پیچیده و غیر مستقیم در پرتو آن باید دید . علاوه بر اینکه اهمیت دادن به عاملی خاص، تعیین کننده اولویتها و سمت‌گیریهای استراتژیک ما است .

۲-۱: با تشخیصِ مهمترین و کانونی‌ترین مسئله، کار به انجام نمی‌رسد، چرا که خودِ این مسئله هم قابلیتِ آنرا دارا است که در قالب نگرشهایِ متفاوت، نگریسته شود، تا بدانجا که حتی خود مدعیان نیز ندانند که از مسئله‌ای واحد سخن نمی‌گویند. در این حالت همه از اصلاح دینی سخن می‌گویند، اما معنایی که از آن اراده می‌کنند از معنایی که دیگری در نظر دارد، از مبنا ،متفاوت خواهد بود . به همین جهت صرف طرح کلی مسئله کانونی ، جوابگوی ضرورت پیش‌گفته نیست. بلکه آنچه  مهمتر جلوه می کند، مشخص ساختن این نکته است که  این مسئله  را به کدام معنا بکار می‌بریم و حل آنرا  در کدام سمت و سو شایسته می دانیم . مقاله حاضر در پی آن است که ویژگیهای رویکردی خاص را در دل رویکرد کلی‌ترِ «اصلاح دینی» تشریح کند. از این رویکرد با عنوان «احیاء » یاد می کنیم .  این نامگذاری می‌تواند همچون بسیاری از نامگذاری‌های دیگر، اعتباری تلقی شود؛ بخصوص با عنایت به اینکه پیش از این نیز دیگرانی با همین عنوان سخنانی گفته‌اند. اما انتخاب این عنوان در این مقاله ، از آن رو است، که عنوان «احیاء» را بیشتر برازنده محتوایِ  این «رویکرد » ،به انسان ، جهان و  روح دینداری می دانیم ؛ مضاف بر اینکه پیش از این نیز  -در دهه  چهل خوشیدی  عنوان ِ مزبور از سویِ اندیشمند مصلحی به کار برده شده است که آراء وی در مراتب مختلف در طرح مشخصه های رویکردِ برگزیده، مورد توجه بوده است .1

مقاله حاضر در صدد متمایز کردنِ یک تلقی خاص از مسئله اصلاح دینی از دیگر تلقیها استو اِبائی ندارد از اینکه بگوید در فحوای خود ، جانبدارانه است  و   جانبداری را  لزوماً منافی با روح تتبع و حق جوئی و تحری حقیقت نمی داند . همچنین در طرح “رویکرد احیاء”، اتکا ء این نگاشته به آراء برخی اندیشمندان و مصلحان  مسلمان ، “اجتهادی”و “فعالانه ” است و نه «مقلدانه»،  «مطلق اندیش» ،«گذشته گرا »"و «سازگار با کلیشه هایِ رسمی و مسلط» . 2     از همین رو کوشش خواهد شد با قراردادنِ فکرِ اصلاحیِ ایشان در متن عبرتها و آموخته‌هائی از «ریشه ای ترین تحولات سیاسی در ایرانِ معاصر » ، عناصری از آراء مزبور استخراج و بازخوانی شود که بتواند در شرایط امروز در ضمن یک الگویِ فکری مستقل و اصیل و در عین حل ریشه نگر و تکاملگرا ، نقش آفرین و مؤثر باشد. . به این ترتیب ، اندیشه ایشان که بنا بر پیش انگاشتِ راقمِ این سطور در برخی از اصلیترین بُن مایه هایِ خود ،«ریشه نگر» و «انقلابی» است ،بیش از پیش و صریحتر از پیش، در هر دو حیطه عین و ذهن ، واجد این دو وصف خواهد شد .

معرفی «رویکرد برگزیده »  را آنچنان باید سامان داد که علاوه بر خصوصیات اثباتی ، نقاط افتراقِ آن از اصلیترین نگرشهایِ بدیل ، را هم آشکار کند  . در تاریخ فکری - سیاسیِ ایران در چند دهه اخیر، در چالش با «رویکرد احیاء» دو رویکرد متفاوت دیگر هم حضور داشته‌اند که هر کدام مسئله اصلاح دینی را به گونه ای خاص طرح کرده اند و راه حل ویژه ای هم  برای آن ارائه داده اند  .

___________________________-

پی نوشت : فراز فوق ، مقدمه مقاله ای  است با همین عنوان که بخشهائی از آن در سال 76 در روزنامه سلام و از سال 84 به بعد در احیا منتشر شد.