احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

احیا

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

تازیانه شک ؛ "تردید و تردید افکنی "از منظر مرتضی مطهری

احیا | شنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۸:۴۱ ق.ظ | ۰ نظر

پیش نویس اول 

**************

تازیانه شک ؛ "تردید و تردید افکنی" از منظر مرتضی مطهری

امیرحسین ترکش دوز

۱- مقدمه :

"شک” گرچه در دوران مدرن جلوه و جلائی ویژه پیدا کرده است اما باید آنرا همزاد بشر دانست  .مطهری  به عنوان عالمی که می کوشید در “اکنون” و “اینجا “بیاندیشد  نمی توانست به شکاکیت به عنوان یکی از چهره های چشمگیر دنیای مدرن بی اعتنا باشد ، با این حال مسئله شک در زندگی او  پیش از آن که یک پدیده مدرن باشد یک مسئله وجودی و فرا تاریخی است. بحث از شک و تردید در اندیشه استاد را ابتدا با نقل  گفتاری کمتر دیده شده از استاد مطهری آغاز می کنم  ،چرا  که به نحوی ، بخشی از اتوبیوگرافی مطهری  نیز به شمار می رود  و نشان می دهد که درگیری مطهری با مسئله شک فراتر از آن است که صرفا” لازمه  زمان آگاه بودن او شمرده شود  . این گفتار که در یک گفتگوی خصوصی با شخصی که دچار شک در اعتقادات بوده است ایراد شده است ( و از روی نوار کاست پیاده شده ) ،در ابتدای دهه هشتاد شمسی ،در نشریه مطهر به مدیریتِ مسئولِ “شورای نظارت بر نشر آثار شهید مطهری “منتشرشد.

۲- متن گفتار استاد مطهری :

“من درست یادم هست از سن سیزده سالگی یکمرتبه برایم سؤال پیدا شد . یک مرحله از عمر انسان مرحله کودکی است که هرچیزی را به صورت تلقین قبول کرده و احتمال خلاف نمی دهد و بعد برایش سؤال پیدا می شود.  از سن سیزده سالگی برای من شک پیدا شد آن هم یک مسائل خیلی عادی مثلا” در فریمان که بودیم پیش خودم فکر می کردم چطور می شود اسب ما که می زاید بچه اش شبیه خودش است بچه اسب همسایه ما هم شبیه خودش است ؟ می گفتم اگر خدا اینها را خلق کرده چرا یک چنین چیزی در کار باشد ؟ چرا کره اسب سمند – که طلائی رنگ است – سمند است و کره اسب کهر ، کهر است ؟ از اینجا شک من شروع شد ولی این مسائل خیلی من را اذیت نمی کرد ،چون خودم یک جوابی به آنها می دادم . تا اینکه دو سه سالی ترک تحصیل داشتم{همانطور که استاد شهید بعدا” متذکر شده اند این ترک تحصیل به واسطه کشتار مردم در مسجد گوهرشاد بوده است که در پی این حادثه حوزه علمیه مشهد موقتا” تعطیل شد} و بعد در سن هفده سالگی به قم رفتم . در آنجا بیشتر در اثر آشنائی با هیئت جدید، یک شکی سراپای وجود من را گرفت که واقعا” به همان شک غزالی شبیه بود . غزالی می گوید “چنان شکی من را فرا گرفته بود که اصلا” خواب و خوراک را از من گرفته بود و در بستر افتاده بودم ، آب دهانم خشک و دهانم تلخ شده بود و کسانی که می آمدند مرا معالجه کنند نمی فهمیدند درد من چیست ” من هم  نمی گفتم درد من چیست . از افراد گریزان بودم . روزها اغلب عبایم را به سر می کشیدم . در آنوقت من مقدمات را می خواندم . البته قبلا” کمی مقدمات تا سیوطی و حاشیه ملاعبد الله را در مشهد خوانده بودم بعد آن قضایای کشتار مشهد رخ داد ودو سه سال ترک تحصیل کردم در سن هفده سالگی که می خواستم به قم بروم ، تازه حاشیه ملاعبد الله را می خواندم که آنها راهم فراموش کرده بودم و در قم از نو مطالعه می کردم .تنها می رفتم امامزاده حمزه در بائدن شهر قم که خلوت بود  و آنجا می نشستم . نمی دانید یک مدتی چه بر من گذشت ! ولی همان دوران شک ،  یک روح تلاشگر محققی در من ایجاد کرد درست مثل آدمی که خیلی تشنه باشد هم شک می کردم هم زیاد شک می کردم در همه چیز شک می کردم ولی در عین حال می خواستم بفهمم که قضیه چیست ؟بعد فهمیدم این برای من منزل خوبی بوده و اگر شک نمی کردم بسیاری از سؤالات ممکن بود در سن سی چهل سالگی بخواهد برای من مطرح شود ولی همین سؤالات در سن هفده سالگی همه برای من مطرح شد . چون سؤالها زود برایم مطرح شد راه حل و جوابها {هم زودتر برایم معلوم شد }. این بود که اصلا” یک حالتی در من پیدا شده که شاید از زندگی و نوشته های من خیلی پیدا باشد که همیشه به استقبال مسائل شکی می روم ؛خوشم می آید چون یک حالت اطمینانی به خودم پیدا کرده ام که وقتی به هر کدام از اینها وارد بشویم راه حل دارد . خودم را همیشه در معرکه همین مسائل می اندازم . این برای آن است که آن منازل را عبور کرده ام .در نوشته هایم هم مکرر نوشته ام که شک اگر چه منزلگاه خوب و توقفگاه مناسبی  نیست  ولی معبر خوب و لازمی است . در مقدمه عدل الهی این  مطلب را نوشته ام در نظام حقوق زن در اسلام هم با عبارت دیگری نوشته ام که شک اگرچه توقفگاه بدی برای انسان است ولی معبر بسیار لازم و مفیدی است . اگر انسان بخواهد همان جا بایستد و بنشیند جای خیلی بدی است بعضی ها وقتی به این مرحله شک می رسند می گویند بس دیگر ولش کن . آنوقت دنبال مسائلی می روند که دیگر فکر نکنند بسیاری از اشخاص به اعتیادها وارد می شوند برای اینکه اساسا” فکرشان دنبال این مسائل نرود . این خطر است.

در جامعه هم همینطور است اگر این تشکیکات وارد جامعه نشود ، خطر است . اگر وارد نشود کم کم مردم آن حالت دینیِ شان رو به تحجر و نه تحجر که رو به عفونت می رود.  درست مثل آب کاملا” صافی که آن را در حوض قرار می دهیم و اگر مدتی بماند می گندد اگر در مردم یک حالت آرامشی باشد و بر معتقدات دینی و مذهبی ( هرگونه معتقدات دینی و مذهبی خودمان)تازیانه شک نخورد ، در آن صورت عوام پیشتاز آن معتقدات می شوند . دقتی عوام پیشتاز بشوند دائم از خودشان چیزی می سازند و مرتب کم و زیاد می کنند .  بعد یک شله قلمکاری از آب در می آید که واویلا است ! ولی وقتی که یک عده ای بیدا می شوند و بی رحمانه شروع می کنند به حمله کردن و به ریشه هم حمله می کنند {این باعث تقویت معتقدات می شود}درست مثل هر جانداری که وقتی مورد حمله قرار بگیرد به مبارزه برمی خیزدو در نتیجه نیروی داخلی اش ییشتر می شود . چرا بازوهای ما قوت ندارد ؟ چون هیچ وقت روی آنها فشار نیامده است . ولی اگر یک مدتی ورزش می کردیم یا اگر شلاق به پشتمان  زده بودند و ما را در کارهای سنگین می بردند بازوهایمان مثل بازوهای پهلوان قم بود.  الان دست من از کم نیرو ترین دستهای دنیا است به طوری که یک بچه هم می تواند مشتم را باز کند، چون این دست کار نکرده و ضعیف شده است.فکر فرد و فکر جامعه هم همینطور است. به خدا همین کسروی به این مملکت خدمت کرد.او می خواست خیانت کند ولی خدمت شد. یعنی همینجور بی پروا به تشیع حمله کرد از قمه زدن شروع کرد تا خود حضرت علی(ع)و خود حضرت صاحب(عج)اگر کسروی پیدا نشده بود و این حرفها را نمی زد، همان حرفهای درست کتاب کشف الاسرار آقای خمینی و دیگرا ن هم {در میان نمی آمد}حرفهائی که کسروی و امثال او زدند سبب شد تا عده ای در مقام {جواب }بر آیند. آنهائی که در مقام {جواب }برمی آیند قهرا” تزکیه می کنند یعنی حرفهای نامربوط را دور می ریزند و حرفهای درست را می آورند . آیا اگر توده ایها نیامده بودند  و مسائل ماتریالیسم و دیالکتیک و … را نیاورده بودند ، آقای طباطبائی پیدا می شد ؟ اصول فلسفه و روش رئالیسم و ده ها و صدها کتاب دیگر پیدا می شد ؟ پیدا نمی شد . آیا ما و شما هیچ وقت تاحال در عمرمان فکر کرده بودیم که اصلا” اسلام چه فلسفه ای در باب حقوق زن دارد ؟ولی وقتی کسانی آمدند  و صد تا ایراد گرفتند آنوقت تازه رفتیم و دیدیم عجب خوب شد !راجع به اقتصاد اسلامی و هر چیز دیگری هم همین طور .

این کتاب بیست و سه سال که علی دشتی نوشته جایش خالی بود{در این کتاب ، نویسنده ، بیست و سه سال زندگانی پیامبر (ص)بعد از بعثت را تحلیل مغرضانه کرده است} و راجع به امامت و توحید و بسیاری از مسائل اجتماعی چون مورد حمله بودیم به اندازه لازم کتاب نوشته اند اما  تا حالا کسی به خود پیغمبر(ص) حمله نکرده بود و جای این کتاب خالی بود . حالا که این کتاب نوشته شده ، بعدها افراد می آیند تاریخ پیغمبر(ص) را دقیق مطالعه می کنند حرفهای صحیح را از ناصحیح تشخیص می دهند و یک تاریخ حسابی می نویسند .تازه آنوقت شخصیت پیغمبر(ص) خوب نمایان می شود .اگر واقعا” چیزی حقیقت باشد از ضربه نباید بترسد . چون وقتی چیزی اساس ندارد با یک هجوم مختصر از ریشه کنده می شود و می افتد ولی اگر چیزی اساس داشته باشد و ریشه اش به جائی بند باشد  نباید بترسد . یک درخت زنده نباید بترسد.( پایان گفتار استاد مطهری / منبع:فصلنامه مطهر،  سال اول شماره صفر زمستان ۸۱ صفحات ۳۴ و  ۳۵صاحب امتیاز : مؤسسه فرهنگی استاد شهید مطهری)

 

3-سخن پایانی : استادمطهری در کتاب نهضت های اسلامی در صد ساله می گوید” من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی به رهبران عظیم الشان نهضت اسلامی که برای همه شان احترام فراوان قائلم هشدار می دهم و بین خود و خدای متعال اتمام حجت می کنم که نفوذ و نشر اندیشه های بیگانه به نام اندیشه اسلامی و با مارک اسلامی اعم از آنکه از روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد خطری است که کیان اسلام را تهدید می کند . راه مبارزه این خطر تحریم و منع نیست مگر می شود تشنگانی را که برای جرعه ای آب له له می زنند از نوشیدن آب موجود به عذر اینکه آلوده است منع کرد این ما هستیم که مسئولیم ما بقدر کافی در زمینه های مختلف اسلامی کتاب به زبان روز عرضه نکرده ایم اگر ما به قدر کافی آب زلال و گوارا عرضه کرده بودیم به سراغ آبهای آلوده نمی رفتند … راه مبارزه عرضه داشتن صحیح این مکتب در همه زمینه ها با زبان روز است (حوزه های علمیه ما که امروز {یعنی دیروز!!-احیا}اینچنین شور و هیجان فعالیت اجتماعی یافته اند باید به مسئولیت عظیم علمی و فکری خود آگاه گردند باید کارهای علمی و فکری خود را ده برابر کنند باید بدانند که اشتغال منحصر به فقه و اصول رسمی جوابگوی مشکلات نسل معاصر نیست.( نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیرصفحات۹۲ و  93)

  • ۹۳/۰۱/۱۶
  • احیا